الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )
211
أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )
واجب سپس به وسيلهء عقل نظرى ثابت مىكنيم كه : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا وجوب مقدمته شرعا آنگاه از دو مقدمه فوق نتيجه مىگيريم : فقطع المسافة مثلا واجب شرعا و يا مثالهاى ديگر ( باب مقدمه واجب ) . 4 . در باب غير مستقلات عقليه ابتدا بهواسطه كلام شارع ثابت مىشود كه : الصلاة واجبة . سپس عقل نظرى مىگويد : كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا حرمه ضده شرعا و از اين دو مقدمه نتيجه مىگيريم حرمت شرعى فعل ضد را . 5 . در باب غير مستقلات عقليه ابتدا به وسيلهء استعانت از شرع مىگوييم : اذا التقى عنوان المامور به و المنهى عنه فى واحد بسوء الاختيار فان بقى الامر و النهى فعليين مما فقد اجتمع الامر و النهى فى واحد سپس عقل نظرى مىگويد : و لكنه يستحيل اجتماع الامر و النهى فى واحد و از اين دو مقدمه نتيجه مىگيريد : فالامر و النهى لا يبقيان فعليين معا . 6 . در باب غير مستقلات عقليه ابتدا به وسيلهء شارع دانستيم كه : لا تصل فى الدار المغصوبة ، سپس عقر نظرى حكم كرد به اينكه بين نهى از شىء ( عبادتى ) و فساد آن شىء ملازمه وجود دارد سپس از اين مقدمه به اين نتيجه مىرسيم كه پس نماز در دار مغصوبه فاسد است و اعاده دارد ادايى يا قضايى . 7 . ابتدا عقل مىگويد : تكليف بدون بيان و اصل مستحيل است . سپس همان عقل مىگويد : ميان استحالهء تكليف بلابيان و ميان حكم شارع به برائت ملازمه وجود دارد و از اين دو مقدمه استنتاج مىكند : پس در مثل استعمال دخانيات مثلا كه بيانى از شارع نرسيده شارع حكم به برائت فرموده است . 8 . عقل مىگويد : هرگاه دو حكم متزاحم شدند حكم اهم بر حكم مهم تقدم پيدا مىكند و همان عقل مىگويد : ملازمه هست ميان حكم عقل به تقديم اهم با فعليت يافتن اهم در نزد شارع و از اين دو مقدمه نتيجه مىگيرد كه « فالاهم فقط عند الشارع فعلى » . حال از طرفى در كليه اين موارد فرض اين است كه عقل ما قطع به ملزوم دارد و آن لا مستقلا يا با استعانت از شرع ادراك نموده است ، و از طرف ديگر ملازمه هم در تمام اين موارد از امور واقعيهاى است كه عقل نظرى آن را ادراك مىكند يا بالبداهه در